یک موجود زنده
یک موجود زنده

یک موجود زنده

این و اون

این به همهٔ بر و بچّه‌ها می‌گه از این به بعد منو ول کنین و هوای اونو داشته باشین و خودش هم همه چیزشو می‌ده به اون.

اون معاون ۱۰ سالهٔ اینو می‌ذاره دست راست خودشو حتّی وقتی گندش در می‌آد با تمام وجود هم ازش دفاع می‌کنه.

این در لفافه و آشکارا و نهان و در خلوت و در جمع از خوبی‌های ابقای اون می‌گه و اون همه‌جا از خدمات سابق این.

چه دنیایی شده!

نظرات 8 + ارسال نظر
رایان دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 ساعت 09:17 ق.ظ

شده شهربازی !!
سرزمین عجایب!

چیزی که مهمه اینه ما بازی کنیم!!!

آخه ما رو که بازی نمی‌دن!

زرایر دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 ساعت 10:51 ق.ظ

ها ای ی ی که ونوشتی یعنی چه؟

سیاسی بید؟

اقتصادی بید؟

فرهنگی بید؟

اجتماعی بید؟

درام بید؟

کمدی بید؟

تراژدی بید؟

.

.

.

بالا خره چی بید؟

اقتصادی و فرهنگی و درام نیست ؛-)

رافونه دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 ساعت 10:53 ق.ظ

خیلی وقته عجب دنیایی شده

موافقم! ولی من معمولاً غرشو نمی‌زنم.

دانیال دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 ساعت 05:00 ب.ظ

همم...


:-)

رایان دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 ساعت 09:30 ب.ظ

اتفاقا خوب هم بازی میدن ! خیلی خووووب !

آهان! نه! منظور این نبود که ما رو بازی نمی‌دن. خوبم بازی می‌دن. منظور این بود که نمی‌ذارن ما هم بازی کنیم!

اشکان سه‌شنبه 15 اردیبهشت 1388 ساعت 12:43 ق.ظ http://khordade59.blogsky.com/

دنیا یعنی همین ...

بله متأسّفانه!

Kaka' چهارشنبه 16 اردیبهشت 1388 ساعت 10:25 ب.ظ

عادتمون دادن که عادت کنیم به این چزایی که اتفاق می افتن!

:)

اشکان پنج‌شنبه 17 اردیبهشت 1388 ساعت 01:36 ق.ظ http://khordade59.blogsky.com/

میتونی برای سایت قالب طراحی کنی ؟ با وورپرس ؟
همراه با ساب دومین ؟
( منظورم دوسانه و رفاقتی نیست ، مثل یه پروژه از یه کارفرما )

تا حالا برای وُردپرس امتحان نکردم قالب ساختن رو. امّا در هر حال فعلاً هم نمی‌تونستم کاری قبول کنم به خاطر مشغله‌های درسی و کاری خودم.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد