یک موجود زنده
یک موجود زنده

یک موجود زنده

تکرار

باز هم قول دادم که بار آخرم است. باز هم نشد.

باز هم گفتم که تکرار نمی‌شود، و تکرار شد.

باز هم، توبهٔ "نصوح"ام پنج دقیقه بیش‌تر طول نکشید!

***

چمن را اسب بیدار از خم والای دنیاها چنان نالان یکی نعمت هزاران سرد تابان مه؟

***

سال عوض شد و ما هنوز همونی هستیم که بودیم. سال عوض شد و من هم‌چنان در خم همان کوچه‌هایی هستم که سال پیش و پیش از آن مرا به خود مشغول کرده بود. سال عوض شد و هنوز هم همان آدم قبلی است که مرا به عجز می‌کشاند. سال عوض شد، و هنوز خوش‌بختانه آدم‌ها بعضا مهربان مانده‌اند. سال عوض شد و خوش‌بختانه هنوز هم می‌شود روی حرف‌های تکراری و لب‌خندهای روشن آدم‌های تکراری حساب کرد.

نظرات 9 + ارسال نظر
مهرنوش جمعه 7 فروردین 1388 ساعت 07:22 ب.ظ

وسطی یعنی چی؟ چرا؟؟؟
ادم ها هزار تا قول میدن ، چند تاش عملی میشه؟ مگه تو خدایی که از خودت انتظار داری تمام قول هات رو بهش عمل کنی؟؟؟؟
چه یکسال چه صد سال ، گاهی ادم ها حتی با گذشت سال ها و سالیان و صده ها عوض نمیشن.چه خیال خامی.

وسطی رو نمی‌تونی بخونی؟
بله خب، ولی خوبه این وسط از هر چند تا به یکی‌ش هم عمل کنه.
بعضی وقتا می‌شه خیال کرد و با خیالش خوش بود. نه؟

مهرنوش شنبه 8 فروردین 1388 ساعت 05:27 ب.ظ

خوندمش که ازت پرسیدم چرا. یه بار جستی ملخک دوبار از ریسمون سیاه و سفید رو شنیدی؟ یه بار نشد ، دفعه دوم که میشه فهمید که ....
پس اگه با خیالش خوشی ، دیگه نیازی به ناراحت شدن نداره ، داره؟

بله، می‌دونم، انتظارش رو هم داشتم ؛-)
نیدونم. این که خیالش فقط خیاله ناراحتی نداره؟

zaq یکشنبه 9 فروردین 1388 ساعت 12:22 ق.ظ http://zaq.blogsky.com

خب تغییر سال به شما چه!!؟

اصولا که به ما خیلی ربطی نداره، منم همینو می‌گم، می‌گم کاش ربطی پیدا می‌کرد!

مهرنوش یکشنبه 9 فروردین 1388 ساعت 05:46 ب.ظ

حوصله جواب دادن ندارم...

حوصلهٔ عالی متعالی!

کوروموزوم نا معلوم یکشنبه 9 فروردین 1388 ساعت 08:02 ب.ظ http://XXXy.blogsky.com

سال عوض شد و دوباره پرت میشیم تو عمق روز مرگی و کار....دوباره آدما شروع میکنن کار کردن پول در آوردن دوباره زندگی همه میفته رو روال عدای همه دنبال چیزی میرن که نمیدونن چیه و نمیدونن کاریه که دلشون میخواسته بکنن یا نه...نمیدونن دنبال رویاشونن یا نه...
تعطیلات داره تموم میشه و من اصلا خوشحال نیستم...

منم خوشحال نیستم اتفاقا

زرایر سه‌شنبه 11 فروردین 1388 ساعت 02:07 ق.ظ

سلام

منم اون وسطی رو نفهمیدم. یعنی بیسوادم؟
بازم سال نو رو تبریک میگم.

ولی من توی این یه سال خیلی خیلی عوض شدم. دوستی برام یه معنای دیگه پیدا کرد، شناختم از آدمای مختلف خیلی بیشتر شد. منظورم آدمای توی نت هست.

زودرنج تر و حساس تر از قبل شدم. شاید به خاطر تاثیر نت باشه و شاید به خاطر بالا رفتن سن... گمون نکنم خیلی سن روی من تاثیری بذاره. آدم بین پیر و پیرتر چه تفاوتی پیدا می کنه؟ پس گمونم همون به خاطر نت باشه.

یه چیز جالب تر... تازه فهمیدم دوست هایی که خارج از نت دارم، چقدر روی من موثر هستن و دشمن ها نیز هم...

من امسال یکی دیگه بودم. نمی دونم خوبه یا بد... ولی تصمیم دارم بازم تغییر کنم. درست یا غلطش توی قدرت تشخیص من نیست. خودم رو می سپرم به دست همون کسی که تا حالا کمکم کرده و می دونم که بازم کمکم می کنه.

التماس دعا

نه بی‌سواد نیستید. منم نفهمیدم مثلا.
خوبه که شما تونستید یه سال داشته باشید که تغییر توش رخ داده.

گاما سه‌شنبه 11 فروردین 1388 ساعت 04:21 ب.ظ http://gamalight.blogfa.com/

سلام
خوب سال عوض شده چقدر ما یک سال بزرگ شدیم چقدر بزرگی و کرامت نفس پیدا کردیم چقدر بیشتر می خوایم به دیگران اهمیت بدیم سال عوض شد و ما نفهمیدیم زمین داره داد میزنه تو هم باید عوض شوی ... تو هم باید بهتر از دیروزت باشی تو خواهی رفت و پس خوبیت را بگذار و برو ...
شاد و سلامت باشید

:)
تشکر

فاطمه جمعه 14 فروردین 1388 ساعت 04:43 ب.ظ

باز ماله تو خوبه 5 مین طول کشیده. ماله من به دقیقه اولم گاها نمی رسه.
------
هنوزم نفهمیدم اون وسطی چه معنایی میده ها.
--------------

:دی

Kaka' جمعه 14 فروردین 1388 ساعت 10:24 ب.ظ

عجب!

عجب؟

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد